براي عشقمه اميدوارم بپسندي free domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین
سبز چون دنياي بي حد دلم
سبز چون آن اولين روز گلم
من اسير اين سراپرده ي غم
مست از خون آن زيبا گلم
***
كاش ميشد باز هم زنده شوي
بازچو ديروز غرق خنده شوي
آزاد از اين زندان سر بسته
باز در ازادي تو آكنده شوي
***
كاش باز سبز شوي چون بهار
غرق شوي باز در سبزي انتظار
نيست ولي نام و نشاني ز تو
شنيده ام كه شده اي سر به دار
در این جهانی که هر سو تیر بارد
صدای زجه ها ، نفرین آید به گوشم
داد از این دنیای فانی
مردمان مسخ قدرت
داد از آن زجه مادر
گاه و گاه خنده نامرد
داد از این دنیای فانی
اصوات شیاطین
شیخان دیروز ولگرد
داد از این دنیای فانی
مردمان مسخ قدرت
آتش بر روی مردم
مسخان بر کول مردم
داد از این دنیای فانی
اشکان مادران
آهان پدران
خونهای دختران
اجساد پسران
داد از این دنیای فانی
این انسان پست جانی
اينجا كه هركس خداست
گوئي انگار كه من شيطانم
دست در دشنام زمان
انگار ...
لايق نفرينم
هركس و ناكس لعنم مي كند
پير لب بام
يچه بوي شير دهان
انگار از روز ازل
ناف من مادر ماما بريده است به لعن
صدائي در گوشم مي گويد :
اي شيطان ! من لايق لعنم
هرچه بوده ام خدائي نكردم
گرچه بد از سر حب سر فرازم
رو سياه و دل سپيدم
من بنده ام . از اول اينم
امروز باز دلم گرفته بود و به رسم عادت ديرينه وقت كدر شدن دلم و ذهنم كه نمي تونم تو 0خونه بشينم زدم بيرون تا هوائي تازه كنم يهو به سرم زد برم بازار سيگار فروشا و سيگار بخرم آخه بوكس سيگاري كه از شهرم آورده بودم تموم شده بود پيش خودم گفتم من كه دارم ميرم بيرون اين دي وي دي رام خاك خورده عهد بوق رو كه زموني كلي پول بابتش داده بودم رو هم با خودم ببرم جائي كه قبلا بلد كرده بودم بدم درستش كنن لباس پوشيدم و از بچه ها خداحافظي كردم به اجبار بايد مدتي تو بي ار تي اجتماعي مي شدم و به حرف گاه راست و گاه چرت بغل دستيم گوش ميدادم .
نزديكاي ميدون ساعت كه رسيديم زرت و زرت ازم عرق مي اومد آخه گرمم شده بود ديگه ديدم نمي تونم تحمل كنم گذر دارائي رو كه رد كرديم پياده شدم و اول عرقمو پاك كردم يه دختري از رو به روم داشت مي اومد نگاهش قفل خورد تو نگاهم ياد عشقا ئ تنها موندناي گذشته افتادم و سنگ فرش خيابون رو شمردم تا به خير گذشت .
يهو حس تشنگي بهم دست داد از بغل يه كافي شاپ به قول امروزيا هاي كلاس رد مي شدم كه گفتم برم تو يه كيك و شير موز سفارش دادم و خوردم آخر سري كه خواستم حساب كنم حواسم به دختري افتاد كه با يه پسر نشسته دست تو دست هم اما دختره بر بر منو نگاه مي كرد بي توجه حشاب كردم و بيرون تازه ديدم به به دوبله حساب كردن بي خيال شدم راهم رو رفتم تا رسيدم به پاساژ بايد دي وي دي رام رو ميدادم درست كنن رفتم زير زمين و دادم و يارو گفت فردا بيا بگير .
تو راه بازار 2 تا آلبوم موسيقي خريدم .
تو بازار سيگار فروشا بودم و در به در دنبال سيگار قاچاق آخه سيگارهاي وارداتي ايروني و كره اي به مذاقم خوش نمياد بعد كلي گشتن اون چيزي كه ميخواستم پيدا كردم .
تو راه منزل بودم كه باز تشنه ام شد رفتم تو مغازه شير قهوه سفارش دادم با خامه يارم كه شير قهوه رو آورد مثل هميشه بدون اينكه بپورسه كيك هم آورد منم لبخندي زدم به كار دنيا كه همه جاش خر تو خريه بخواي نخواي بايد انجام بدي خوردم و حساب كردم و راه افتادم .
تو راه فيلم سنگسار ثريا رو خريدم ولي تا درست شدن دي وي دي بايد منتظر ديدنش باشم .
رسيدم خونه با بچه ها شام خورديم ظرفا رو شستم و زنگ زدم به عزيزم مهمون داشتن كلام منتفي شود نشستم بازي رو اديت كردم و رفتم نود ببينم نود تموم شد و پرسپوليس اول و استقلال دوم و تراكتور سوم ناراحت بودم از سومي تراكتور و خوشحال از برتري رنگ سرخ هميشه دوگانه ام .
اومدم بالا پشت كام به سرم زد براي يه بارم شده خاطره بنويسم .
اينم يك آزمايش ... .
جگرم !
راستش خسته شدم
از اين سكته هاي بي سرانجام ساعت
از اين دو روز كسل پر عادت
از اين دنياي دريوزه و بوزينه
هركس اينجا رسمي دارد
يكيش مست پول
ديگري قدرت
جگرم !
جگرم اينجا سرزمين لالان است
بَرِ هيچكس فكري نيست
همگانش سفيد بي دست پوشيدند
اينجا آزادي نيست
حتي براي يك فرصت
جگرم !
من غريبم !!!
مردمانش همه سنگي در گلند
من نازك تر از موزون برگ خزان خورده
جگرم !
اينك آخر الزمان
همه اسير مكان
انگار ...
انگار ..
انگار .
انگار جاني نيست
آخر مي ستانند جان
راستش گر تو خواهي
هر كس را عقل و زباني بود مرده
جگرم !
در اين دنيا دانستن جرم است
پس بدان كه نداني
جگرم !
انگار سرم سنگيني ميكند
راست است زبان سبز سر سرخ مي دهد بر باد ؟
يا كه شايد زبان سرخ سر سبز مي دهد بر باد !
مي روم انگار باز من هوائي شده ام
بوي قورمه پر سبز مي آيد
فراموش كن
اين دو سطر را گفتم محض خنده تا بداني !
تبريز
88.10.28
هاراي آردا
تمامی الفاظ جهان را در اختیار داشتیم و
آن نگفتیم
که به کار آید،
چراکه تنها یک سخن،
یک سخن در میانه نبود:
آژادی
ما نگفتیم
تو تصویرش کن!
امشب اين رنگ سياهي به جهان سايه فكنده
دگر حتي ماهي نيست
حتي ستاره
مي شود آيا باز من ببينم نوري
كه دل اندوهم
شود شاد دوباره
امشب اين دل كه زماني شاد بود
مي شود آيا باز
بشود غرق لبخند
اي خداي خالق
ريشه بركن اين سياهي
كه رها گردم از اين كمند
به گزارش کلمه متن کامل بیانیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا ابا عبدالله. انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و ولی لمن والاکم و عدو لمن عاداکم فیالیتنی کنت معکم فافوزا فوزا عظیما
همواره به اینجانب و دوستان گفته می شد که اگر شما اطلاعیه ندهید مردم به خیابانها نخواهند آمد و آنان از اعتراضات و مطالبات خود دست برخواهند داشت وآرامش به کشور برخواهد گشت. بنده به عنوان یک همراه جنبش عظیم سبز مردمی با این نظر موافق نبودم و می اندیشیدم که تا اصلاحات لازم با تکیه براصول روشن که می توان آنها را از قانون اساسی استخراج کرد، صورت نگیرد ، آب رفته به جوی باز نخواهد گشت.
برای مراسم عاشورای حسینی علیرغم درخواستهای فراوان، نه جناب حجت الاسلام و المسلمین کروبی اطلاعیه دادند و نه حجت الاسلام و المسلمین خاتمی اطلاعیه صادر کردند و نه بنده و دوستانم. با این وصف یک بار دیگر مردمی خداجوی به صحنه آمدند و نشان دادند که شبکه های وسیع اجتماعی و مدنی که در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خود جوش شکل گرفته است، منتظر اطلاعیه و بیانیه نمی مانند. در حالی که مردم نه روزنامه همراه و مشوقی در کنار خود داشتند و نه از صدا و سیما، به عنوان رسانه ای ملی و بی طرف و منصف و عاقل بهره می بردند. باز همه ملت ها و جهانیان شاهد بودند که در میان طوفانی از تهدیدها و تبلیغات و تکفیرها و اهانتها، عزاداران حسینی در این روز مقدس حسین حسین گویان به صورت مسالمت آمیز و بدون شعارهای تند روانه میدانها و مسیرهایی شدند که خود انتخاب کرده بودند و این بار نیز چون دفعات گذشته با اعمال تحریک آمیز مواجه شدند، خشونت های غیرقابل باور چون زیر کردن راهپیمانان، تیراندازی نیروهای لباس شخصی که امروز هویت آنها بر کسی پوشیده نیست و روز بروز پرده از چهره آنان و سرانشان کنار زده می شود، فاجعه ای را آفرید که اثرات آن به این زودی از صحنه سیاسی کشورمان رخت برنخواهد بست.
مشاهده فیلم های تکان دهنده عاشورا نشان می دهد که اگر شعارها و حرکات جاهایی به سمت افراط غیر قابل قبول کشانده می شود، ناشی از به زیر انداختن افراد بی گناه از روی پل ها و بلندی ها، تیراندازی ها و آدم زیر کردن ها و ترورهاست . جالب آنکه در بعضی از این فیلم ها دیده شده است که مردم در پشت چهره نیروهای انتظامی و بسیجی مهاجم برادران خود را می بینند و در شرایط بحرانی و پر از خشم و هیاهوی آنروز سعی می کنند بدانها آسیبی نرسد. اگر صدا و سیما یک جو انصاف و عقل داشت می توانست برای تلطیف فضا و نزدیک کردن مردم به همدیگر گوشه ای از این صحنه ها را نشان دهد. ولی هیهات! جریان روزهای بعد از عاشورا و گسترش دستگیریها و دیگر تمهیدات دولتی نشان می دهد که مسئولان اشتباهات گذشته را این بار در وسعت بیشتر تکرار می کنند و آنها می اندیشند سیاست ارعاب تنها راه حل است.
گیرم که چند روز با دستگیریها ، خشونت ها ، تهدیدها و بستن دهان روزنامه ها و رسانه ها سکوت برقرار گردید، تغییر قضاوت مردم را نسبت به نظام چگونه حل می کنید؟ تخریب مشروعیت را چگونه جبران می نمائید؟ نگاه ملامت آمیز و متعجب همه جهانیان از این همه خشونت یک دولت به ملت خود را چگونه تغییر می دهید؟ با مشکلات بر زمین مانده اقتصادی و معیشتی کشور که به دلیل ضعف مفرط دولت روزبروز وخیم تر می شود چه می کنید؟ با چه پشتوانه ای از کارآمدی و انسجام ملی و سیاست خارجی موثر، سایه قطعنامه ها و امتیازخواهی های بیشتر را در سطح بین الملل از سر کشور و ملتمان دور می کنید؟
اینان می اندیشند با عقب راندن نخبگان و روشنفکران و دانشگاهیان و فعالان از صحنه سیاسی خواهند توانست بدون پرداختن ریشه ای به مسائل امروز کشور به دیروز قبل از انتخابات برگردند؟ اما کسانی که تاریخ را خوانده اند و کمی با ماهیت پیچیده جوامع آشنایی دارند می دانند که این تفکر ناشی از یک توهم واقع گریز و پناه بردن به رویکردهای کم عمق و گول زننده است .
بنده به صراحت و روشنی می گویم فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد . سخنان روز چهارشنبه میدان انقلاب و قبل از آن نماز جمعه هفته پیش دانشگاه که توسط چهره های منتسب به نظام ایراد گردید، نتایج هر نوع اقدام تروریستی را مستقیما به سمت کانون نشانه خواهد رفت و گره مشکل بحران کنونی را نا گشودنی خواهد ساخت. گوساله و بزغاله خواندن بخش عظیمی از جامعه و خس و خاشاک نامیدن آنان و مباح کردن خون عزاداران حسینی فاجعه ای است که هم اکنون توسط افرادی مشخص و صدا و سیما در جامعه رخ داده است. این چه سخنرانی است که از تریبون دولتی مردم را به جنگ با یکدیگر دعوت می کند و یک عده را حزب الله می نامد و عده ای دیگر را حزب الشیطان؟ بارها در یک سخنرانی کوتاه اعلام می کند مردم توجه کنید جنگ است! آیا این سخنان دعوت به جنگ و شورش داخلی نیست ؟ با توجه به استفاده از اصطلاحات مذهبی و اشاره به آیات و روایات ، این مراجع عظام و روحانیون فاضل هستند که می توانند بگویند با این گونه اشخاص چه می توان کرد؟
آنچه به بنده به عنوان یک فرد کوچک این جامعه مربوط می شود استقبال از هر هجمه ای در راه اسلام و کشور عزیزمان است و سخنان چند روز اخیر، بنده را به یاد کلام امام رحمه الله علیه می اندازد که ” بکشید ما را ، ما نیرومند تر می شویم”. بنده ابایی ندارم که یکی از شهدایی باشم که مردم بعد از انتخابات در راه مطالبات به حق دینی و ملی خود تقدیم کردند و خون من رنگین تر از آن شهدا نیست.
بنده به صراحت می گویم تا وجود یک بحران جدی در کشور به رسمیت شناخته نشود، راهی برای خروج از مشکلات و مسائل پیدا نخواهد شد. عدم اذعان به بحران ، توجیه گر ادامه راه حل های سرکوبگرانه خواهد شد. اذعان به وضعیت بحرانی می تواند راه حل را نه در سرکوب که بر سر آشتی ملی قرار دهد . تهمت بی دینی و همراهی با قدرتهای بیگانه مستکبر و افراد بدنام و جریانهای منحوسی چون منافقین به فرض آنکه به حذف فیزیکی تعدادی از خدمتگزاران اسلام و مردم منتهی شود ناشی از چشم بستن به ماهیت مشکلات ملی کشور است. من به عنوان یک دلسوز می گویم منافقین با خیانت ها و جنایت های خود مرده اند، شما برای کسب امتیازهای جناحی و کینه ورزی آنها را زنده نکنید .
من لازم می دانم قبل از آنکه راه حل خودم را برای خروج از بحران مطرح سازم ، برهویت اسلامی و ملی و مخالف سلطه بیگانگان و وفادار به قانون اساسی ما و جنبش سبز تاکید نمایم. ما پیروان اباعبدالله حسین علیه السلام هستیم. ما شیفتگان حریتی هستیم که منادیش آن امام مظلوم بود . ما پیرو کسی هستیم که در قلمرو وسیع اسلامی ربودن خلخالی از پای یک زن را برنمی تابید. ما معتقد به تفسیر رحمانی از اسلام هستیم که انسانها را یا هم کیش هم می دانند و یا همسانانی در خلقت. نگاهی که بر کرامت ذاتی انسان باور دارد و برنمی تابد که ضارب او در زندان با غذایی جز شبیه غذای او نگهداری شود و یا مورد شکنجه و امثال آن قرار گیرد.
بنده و دوستان عزیزم که امروز بسیاری از آنها در زندانها محبوس هستند پای بندان سرسخت استقلال کشور هستیم و از اینکه بازار اسلامی ما تبدیل به یک بازار مکاره برای کالاهای بیگانه شده است رنج می بریم. ما به شدت با فساد موجود که ناشی از سیاستهای سوء و عدم تدبیر است مخالفیم. ما می گوئیم نهاد بزرگ و تاثیر گذاری چون سپاه اگر هر روز چرتکه بیاندازد که قیمت سهام چقدر بالا و پائین رفته نمی تواند از کشور و منافع ملی آن دفاع نماید؛ هم خود به فساد کشیده می شود و هم کشور را به فساد می کشاند . ما می گوئیم و حاضریم در مباحثات نشان دهیم که امروز منافع و حقوق مستضعفان و کارگران و کارمندان و سایر اقشار ملت در یک فساد بزرگ در حال غرق شدن است . جنبش سبز مخالف دروغ است و آنرا آفتی خانمان برانداز برای کشور می داند و از این رو دروغ های سیاسی و امنیتی و اقتصادی و فرهنگی و امثال آنرا خطری بزرگ برای کشور می دانیم.
ما یک دولت و نظام صادق و رئوف و با شفقت و مبتنی بر آراء مردم می خواهیم که به تنوع آراء و عقاید مردم نه به شکل تهدید بلکه بصورت یک فرصت نگاه کند. ما سرک کشیدن به زندگی خصوصی مردم، تفتیش عقاید، تجسس، بستن روزنامه ها و محدود کردن رسانه ها را مخالف دین مترقی و رهایی بخش خود و مخالف قانون اساسی برآمده از این دین می دانیم. ما ضایع کردن یک ریال از بیت المال را در جهت اهداف باندی و جناحی حرام می دانیم و می گوئیم که سند چشم انداز ملی بیست ساله که به تایید همه ارکان نظام رسیده است امروز به یک ورق پاره بی ارزش تبدیل شده است. ما هشدار می دهیم که رقیبان بزرگی در منطقه با رشدهای اقتصادی دو رقمی در حال ظهور هستند و روز به روز قوی تر می شوند . درحالی که ما متاسفانه از دادن یک بودجه سالانه و نگهداشتن حسابهای ذخیره ارزی و امانت در سپرده های مردم و پاسخگویی در مقابل دیوان محاسبات عمومی و مجلس شورای اسلامی عاجز هستیم .
ما نه آمریکایی هستیم و نه انگلیسی . تا حال نه کارت تبریکی برای روسای کشورهای بزرگ فرستاده ایم و نه امید یاری آنها را داریم و می دانیم با اصالت قدرت در روابط بین اللمل هر کشور به دنبال منافع ملی خود است و ما بیزار از کسانی هستیم که بر عرف و اعتقادات دینی و ملی ملت خود احترام نمی گذارند . و مضحک است که به ما تهمت اهانت به قرآن ، عاشورای امام حسین یا پاره کردن عکس حضرت امام قدس سره زده شود . مسلما حرمت شکنی اگر در روز عاشورا صورت گرفته باشد مورد تایید ما نیست، اما بدترین نوع حرمت شکنی را کشتن بندگان بیگناه و عزادار در روز عاشورا و در ماههای حرام می دانیم .
اما من برآنم که راه حل مشکلات پیش آمده و بحران موجود چنین است؛ وضعیت کشور امروز چون رودخانه خروشان و عظیمی است که سیلابهای تند و حوادث گوناگون باعث طغیان و گل آلود شدن آن شده است . راه آرام کردن این رودخانه بزرگ و روشن ساختن و زلال کردن آب آن در یک اقدام سریع و عاجل امکان پذیر نیست . اندیشیدن به این گونه راه حلها که عده ای توبه کنند و عده ای معامله کنند و بده و بستانی صورت گیرد تا این مشکل بزرگ حل شود عملا به بیراهه رفتن است .
بنده راه حل را در روانه ساختن نهرها و چشمه هایی از آب روشن و شیرین به بستر این رودخانه می دانم که بتدریج و طی یک فرآیند تدریجی کیفیت آب و وضع رودخانه را تغییر دهد . و نیز اعتقاد دارم که هنوز دیر نشده است و نظام ما آن قدرت را دارد که در صورت تدبیر و در صورت داشتن یک نگاه احترام آمیز و توام با ملاطفت به همه ملت و اقشار آن این مهم را بانجام برساند . بنده تعدادی از این راه حلها را که چون نهرها و چشمه هایی از اب روشن می تواند فضای ملی را تحت تاثیر قرار دهد و اوضاع را به سمت بهبود ببرد، بیان می کنم :
۱- اعلام مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه به نوعی که از دولت حمایت های غیرمعمول در مقابل کاستی ها و ضعف هایش نشود و دولت مستقیما پاسخگوی مشکلاتی باشد که برای کشور ایجاد کرده است . به یقین اگر دولت کارآمد و محق باشد خواهد توانست جواب مردم و مجلس را بدهد و اگر بی کفایت و ناکارآمد بود مجلس و قوه قضائیه در چارچوب قانون اساسی با او برخورد خواهند کرد .
۲- تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای انتخاباتها به نوعی که اعتماد ملت را به یک رقابت آزاد و منصفانه و بدون خدعه و دخالت قانع سازد . این قانون باید شرکت همه ملت را علیرغم تفاوت در آراء و اندیشه ها تضمین کند و جلوی دخالت های سلیقه ای و جناحی دست اندرکاران نظام را در همه سطوح منتفی سازد . مجالس اولیه انقلاب می تواند به عنوان الگویی مورد توجه قرار گیرند .
۳- آزادی زندانیان سیاسی و احیاء حیثیت و آبروی آنها . بنده یقین دارم که این اقدام نه به ضعف که به درایت نظام تعبیر خواهد گشت . و نیز آگاهیم که جریانهای سیاسی منحطی با این راه حل مخالف هستند .
۴- آزادی مطبوعات و رسانه ها و اجازه نشر مجدد روزنامه های توقیف شده جزء ضروریات روند بهبود است . ترس از آزادی مطبوعات باید از بین برود و تجربیات جهانی در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد . گسترش کانال های ماهواره ای و اهمیت یافتن آنها و تاثیرگذاری قاطع این رسانه که بخوبی ناکافی بودن روش های قدیمی و محدودیت صدا و سیما را می رساند . پارازیت ها و محدودیت های اینترنتی می تواند برای مدت کوتاهی اثرگذار باشد . تنها راه چاره داشتن رسانه هایی متنوع و آگاه و آزاد در داخل کشور است . آیا زمان آن نرسیده است که با اقدامی شجاعانه و ناشی از اعتماد به متفکران و نیروهای خلاق جامعه ، نگاهها را از آنسوی مرزها به شکوفایی خلاقیت سیاسی و فرهنگی و اجتماعی داخلی برگردانیم ؟
۵- برسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی و تشکیل احزاب و تشکل ها و پایبندی به اصل ۲۷ قانون اساسی . اقدام در این زمینه که می تواند با درایت و همکاری همه علاقمندان به کشور صورت گیرد در طول چند ماه می تواند فضایی توام با دوستی و محبت ملی را جایگزین در گیری سازمان بسیج و نیروهای امنیتی با مردم و یا درگیری مردم با مردم نماید .
به بندهای فوق پیشنهادات دیگری نیز می توان اضافه کرد . به نظر بنده حتی یک جوی کوچک زلال در این بین می تواند مغتنم باشد . ضرورتی ندارد همه بندها با هم شروع شود . مشاهده عزم در این راه بروشنی افق کمک خواهد کرد . و کلام آخر آنکه همه این پیشنهادات بدون نیاز به توافق نامه و مذاکره و داد و ستدهای سیاسی و از موضع حکمت و تدبیر و خیرخواهی می تواند اجرایی شود .
میرحسین موسوی
ما در دنیائی زندگی می کنیم که حقوق بشر و مبارزه با خودکامگی و دیکتاتوری جزء جدا نشدنی زندگی مردمان آن هست و در این دنیا مسئولین با رای اکثریت ملت تعیین می شوند و اگر خطائی از سوی مسئولین به وقع بپیوندد مردم این حق را دارند که آن مسئول را به طرق مختلف بازخواست کنند .
در ایران ما تلاش برای دموکراسی ریشه دیریینه دارد از انقلاب مشروطه تا انقلاب 57 ملت ایران همه این اتفاقات نشان دهنده این است که ملت برای دموکراسی جنگیده و خواهان آن است و سخن رهبر فرزانه و بنیانگذار انقلاب که می فرمود ( میزان رای ملت است ) خود نشان دهنده این گواه است که انقلاب 57 برای برقراری دموکراسی یا جمهوریت در ایران عزیز است .
دموکراسی دست و پا شکسته ای در این 30 سال در ایران ما حاکم بود تا انتخاباتی که گذشت و انتخابات گذشته بیش از آنکه انتخابات باشد انتصابات بود و این ورای خواسته ملت و سخن بنیانگذار انقلاب بود .
ملت ما با دیکتاتوری نجنگیده بود که باز به دامان دیکتاتوری بیفتد ، ملت ما قبل از انقلاب در خیابان ها شهید میداد و بعد از آن باز در خیابان ها و در زندانها شهید میدهد و زندانی سیاسی دارد مگر قرار نبود در انقلاب و حکومت اسلامی ما زندانی سیاسی نداشته باشیم ؟
مردم و جوانان عزیز ایران را به حرص قدرت طلبی خود قربانی کردند تا مبادا برج عاج حکومتشان شل شود و دو سه روز بیشتر در قدرت باشند و بر جان و مال مردم مختار . اما این خلاف دموکراسی و حقوق بشر است که مخالف خود را حال به هر عقیده ای که باشد زندانی کنی و زبانم لال خدا باشد دروغ باشد و به او در زیر پرچم حکومت اسلامی تجاوز کنی مگر تجاوز جنسی به دختر و لواط گناه کبیره نیست پس چرا در زندانها ما شاهد آن بوده ایم و مگر قتل عمد طالب قصاص نیست پس کو قصاص آنان که جوانان مردم را کشتند با این اعمال به نظر شما حکومت ما باز اسلامی ست ؟
نماز جمعه یعنی تجلی گاه میعاد ملت مسلمان پس چرا تریبون آن جائی برای فحاشی و دروغگوئی و شاخ و شانه کشیدن شده است ؟
در ایران ما هرگونه اعتراض جرم و انگ ضد ایران بودن و ضد انقلابی شدن دارد اما مگر حکومتی هست در دنیا جز حکومت مهدی موعود ( عج ) که خالی از نقص باشد و مگر نقصی هست که جز گفتن آن نقص و تلاش و ارایه راه حل برای آن نقص راهی برای جبران آن نقص باشد پس چرا منتقدین به جای تشکر زندان می بینند ؟
من از آن وقت که بیاد دارم شنیده ام و خوانده ام که جز پیامبران و ائمه کسی معصوم و عاری از خطا نیست پس چرا حاکمان ما خود را بی نقص و بی خطا می دانند و انتقاد از آنها به مانند پاره کردن کلام حق است نکند آنان نیز معصومند ؟
ما همه میدانیم که روز حسابی در پیش است و در آن روز خدا از حق الله می گذرد اما از حق الناس نه پس چرا در ایران ما حقوق بشر معنائی ندارد مگر حقوق بشر همان حق الناس نیست ؟
چرا در ایران ما هرکس صاحب قدرت است حسابهای بانکی او پر است از دارائی به راستی آیا این دارائی ها حق الناس نیست ؟
جرم آنان که بعد از انتخابات فقط پرسیدند رای ما کو و مردند و زندانی شدند چیست ؟ مگر رای های ما حق الناس نیست ؟
پس چگونه خدا در روز قیامت از آنان خواهد گذشت ؟
من به یک چیز ایمان دارم و آن برقراری حکومت عدل و عدالت در سرانجام است و میدانم سرانجام مهدی ( عج ) خواهد آمد و رو سیاه خواهد کرد متجاوزان به حقوق مردم را و میدانم مسیح ( ع ) هم با او خواهد آمد زیرا مسیح هنوز زنده است .